بیگانگان در خانه شطرنج

Aliens in the House of Gilan Chess

چند سالی بود که ریاست هیات شطرنج استان را در دست داشتم. در این چند سال در حال برگزاری مسابقه شطرنج و برگزاری جلسات بودم و البته این دومی یعنی برگزاری جلسات بیشتر از برگزاری مسابقات بود.از عملکردم در این چند سال بسیار راضی بودم ، چند مقام کشوری و افزایش ریتینگ و چند نرم استادی بین المللی کسب شده توسط شطرنج بازان نشان از عملکرد بسیار موفق من داشت. ولی در همین زمان هم دسته بندی هایی هم در میان شطرنج بازان اضافه شده بود. چپ ، راست ، چپ میانه ، راست میانه ، افراط گرا ها و بی طرف ها. خلاصه به تعداد گشایش های شطرنج دسته بندی شطرنجی داشتیم. و هر کسی سهم خودش را می خواست و من با سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن چهار چنگولی به صندلی ریاست چسبیده بودم. خوشبختانه در این زمینه هم مقداری موفق شده بودم. در یکی از همین روزها که در تالار مهد اندیشه پشت صندلی ریاست جلوس کرده بودم و در حال اندیشیدن به این موضوع بودم که مسابقه برگزار کنم یا جلسه بگذارم ! پسرکی ۱۹ الی ۲۰ ساله با یک آب نبات چوبی در دهان  وارد شد و گفت : سلام عمو حیاط ، بابام منو فرستاده پیش شما . اسم فامیلی من حیاط بود ولی اکثرا به من می گفتند عمو حیاط.! من گفتم سلام عزیز دل عمو ، می خوای شطرنج یاد بگیری ؟ پسرک جواب داد : نه . من گفتم : پس چی می خوای عزیزم . پسرک گفت : بابام منو فرستاده گفته شما اینجا صندلی خالی دارید یه پست و مقامی به من بدید. من  کمی جا خوردم و بعد گفتم : پسر جان اسم شما چیه ؟ پسرک جواب داد : بینش کوچولو هستم پسر بینش !! تازه در اینجا بود که شناختم . گفتم همان آقای بینش که در بلدیه کار می کند . پسرک گفت : آری. من پرسیدم که پسر جان حرکت مهره ها را بلدی ؟ پسرک جواب داد  مهره ها چی هستن ؟ من دوباره پرسیدم که شما مات مختنق را بلدی ؟ پسرک گفت مات مختلف دیگه چیه ؟  من گفتم پس چی بلدی عمو ؟ پسرک گفت : سند بافی ! گفتم آخه سبد بافی که کار دخترا هست تازه چه ربطی به شطرنج دارد. پسرک دوباره گفت سبد بافی نه سند بافی تازه فهمیدم که موضوع از چه قرار است گفتم از کجا شما این دوره سند بافی را دیده اید و بینش کوچولو گفت که از پدرش یاد گرفته است.تازه متوجه شدم که اوضاع پسرک خیلی خیط است ولی  ممکن است جایی بدرد بخورد .خب چاره ایی نداشتم آخه من و آقای بینش چند تا جا با هم بده بستان داشتیم و الان نمی توانستم به این بینش پدر جواب رد بدهم هر چه بود او در بلدیه کار می کرد و من هم به این بلدیه بسیار نیاز داشتم آخر تمام بساز و بفروش های من باید از این اداره بلدیه تایید میشد. خلاصه به پسرک رو کردم و گفتم  : مشکلی نیست شما از همین الان رئیس هیات شطرنج رشت هستید و همین الان نامه اش را هم میزنم. پسرک آب نبات به دست کلی خوشحال و ذوق زده شد انگار که یک آب نبات بزرگتر دیده باشد که مجانی هم هست. من به بینش کوچولو گفتم : خب می تونی بری چند تا بنر بزرگ سفارش بدی و به در و دیوار شهر بزنی تو از الان رئیس هیات شطرنج رشت هستی !! و پسرک همانطور که آب نباتش را می لیسید  تشکر کرد و رفت .  بعد از رفتن پسرک من کمی به فکر فرو رفتم . حالا باید کلی سین جیم به چپی ها و راستیها و میانه ها و اصلاحاتی ها پس میدادم ولی خب من چاره ایی نداشتم یک لحظه آچمز شده بودم و باید از این آچمزی بیرون می آمدم . پوزیسیون و وضعیت هیات شطرنج روز به روز پیچیده تر میشد. چند تا صندلی خای دیگه هم مونده بود و همین روز ها هم باید به امثال این پسرک واگذار میکردم. البته ناگفته نماند که این پست ها هیچ ارزش اجرایی نداشت  و شطرنج بازان استان برایشان هم تره خرد نمی کردند و لی خب همیشه آدم های گاگولی پیدا می شدند که می خواستند جلوی نامشان یه عنوان یا پست و مقام بیاورند.از این افراد که هیچ بویی از شطرنج نبردند ولی در هیات شطرنج استان مشغول به ظاهر فعالیت بودند کم نداشتیم.یکی دیگر از این پست ها مسئول روابط عمومی هیات شطرنج استان بود که باید یک نفر را برایش پیدا می کردم . من خودم خدای روابط عمومی بودم ولی خب میشد با چند امتیاز نان و آب دار این پست را هم به شخصی که هیچی از شطرنج نمیداند واگذار کرد.
فردای آنروز همانطور که قدم زنان به طرف محل کارم هیات شطرنج استان می رفتم هر ۱۰۰ متر به ۱۰۰ متر دیدم بنر زده اند و  پیام های تبریک و تهنیت  شرکت ها و افراد مجهول الهویه ایی که هیچ کجا جز روی کاغد پیدایشان نمی کنی بابت ریاست هیات شطرنج شهر رشت به بینش کوچولو .پیش خودم گفتم مهم اینست که دل یک بچه را شاد کرده ام  و این بسیار ثواب داشت.

واقعا شطرنج بازان این استان تا کی می خواهند نظاره گر باشند که افراد فاقد صلاحیت و باندی و جناحی که هیچ بویی از شطرنج نبرده اند بیایند و در استان برای آنها تصمیم بگیرند. زمانی که من شطرنج بازی می کردم این ریسان کوچک هنوز بدنیا نیامده بودند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
18 ⁄ 9 =